خرید بک لینک
نویسنده: هادیتک - جمعه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۲ من همیشه در برزخ توانستن و نتوانستن، شروع کردن یا نکردن یک فعالیت تاثیرگذار در زندگی بودهام. مهمترین کارها هم بیارزش مینماید و در کل چیزی نیست که آدم بخواهد برایش تلاشی انجام دهد. زندگی یک جنگ بزرگ است که ظلمها و مرگهای پیرامون، همیشه ناقوس دشنام و شکست ما را بلند میکنند و حتی امنترین دیوارها و اثربخشترین اکسیرهای حیات نیز کمک چندانی به حفظ ما نخواهند کرد و بالاخره روزی زیر شمشیر مرگ، طوری خواهیم شد که قبل از تولد بودهایم.

برچسب: نویسنده: ایلیا رستگار تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1402 ساعت: 11:26

زندگی وارد مرحله جدیدی شده است. از طرفی فرصت پرداختن به علایق ندارم و از طرفی میخواهم به خاطر همان کارهایی که مانع پرداختن من به علایقم شدهاند روزها سریعتر بگذرند. این نوع روزمرگی بسیار آزار دهنده تر از بقیه است.بعضی وقتها فکر میکنم شاید باید دوباره عاشق شوم. عشق حتی اگر از پایینترین نوعش هم باشد باعث امید هرچند کاذب، شوق، تکاپو، تلاش، نشاط و هرچیز مثبتی است که یک انسان نرمال به همه آنها نیاز دارد. در جوانی شعر، زیباترین دستاورد من از عشق بود. چیزی که سالهاست به زبانم هم جاری نشده است. من دردهای زندگی را با شعر، با غرق شدن در سرایش چند بیت در یک تاکسی هم حل میکردم اما این روزها درد مثل خوره در تمام جانم نفوذ پیدا کرده است. شاید همین که زیبایی را دوست دارم، هنر را دوست دارم و با وجود حرکت به سمت پیری به دنبال عشق هستم، حرکت مثبتی است.

برچسب: نویسنده: ایلیا رستگار تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 18:11

صفحه بندی